X
تبلیغات
"شمّاس" - سه گانگی یا تثلیث در مسیحیت

"شمّاس"

دین برای همه

سه گانگی یا تثلیث در مسیحیت

سه گانگی یا تثلیث در مسیحیت

سه گانگی یا تثلیث یکی از اعتقادات اساسی در مسیحیت است.درک یگانگی در مسیحیت اهمیت زیادی دارد.توماس میشل در کتاب کلام مسیحی این موضوع را مطرح میکند که هر تفسیری از یگانگی ذات خدا که وحدانیت او را مخدوش کند از نظر مسیحیان مردود است.وی کاملا به این معتقد است که ایمان به سه گانگی با تفسیری که خود او ارائه میکند.هرگز اندیشه ی شرک آمیزی نیست.و تا پایان مبحث سه گانگی درصدد اثبات همین مدعاست!

وی در کتاب کلام مسیحی میگوید:سه گانگی در اعتقادات مسیحیان نه یک معادله ی ریاضی یا یک مفهوم فلسفی بلکه اساس تجربه ی دینی فرد است ما مسیحیان هنگامی که در زمان دعا و نیایش و مطالعه ی کتاب مقدس و تدبر در آن یا از طریق نیازهای روزانه ی زندگی مسیحی با خدای عز و جل تماس حاصل میکینیم.وی را در سه حالت وجودی تجربه میکنیم:

۱-پدری متعالی است که ما را آفریده و ما در عبادت ها و دعاهای خود رو به سوی او داریم و میکوشیم مطابق ارده ی او زیست کنیم.

۲-با ما سخن میگوید وخود را به واسطه ی عیسی بر ما آشکار میکند و عیسی همان است که میخواهیم همانند او شویم و به وسیله ی او با پدر آشتی کنیم.

۳-زنده است و به عنوان روح القدس در ژرفای وجود ما عمل میکند.

این تعریفی است که توماس میشل از سه گانگی ارائه میدهدو برخورد مسیحیان با خدای خویش را اینگونه تشریح میکند.

در نظام خداشناسی مسیحیت پس از "پدر" یا "ابا" و خدای پسر "مسیح" با شخصیت الوهی دیگری مواجه میشویم به نام روح القدس که سمت اجرایی داشته و کارکردش به فعلیت رساندن فرمان های خدای پدر و یاری نمودن خدای پسر است.وی عامل تولد عیسی از مریم (ع) است و خدای پدر به وسیله ی او مریم را بارور ساخته و مسیح را از او متولد ساخته است.

غلامرضا مهتدی در مقاله ای با همین نام مینویسد:اصل تثلیث نام دیگری هم دارد که عموما اقالیم ثلاثه یا ثالوث خوانده میشود.و معنای آن چنین است: اقرار کند به الوهیت پدر  "رب اعلی " و الوهیت پسر "عیسی بن مریم "و الوهیت روح القدس.

عیسی که در این ثالوث اقنوم دوم است همان ذات الهی میباشد که از ازل در پیکر بشریت ظاهر شده.و در رحم مریم عذراء جسمیت یافته است.به بیان دیگر تثلیث عبارت است از :پدر پسر روح القدس.

خدای پدر اساسا با کار خلقت شناخته یشود.خدای پسر عامل اصلی در نجات بشر به حساب می آید.و خدای روح القدس ایمان داران را تقدیس میکند.    پدر پسر روح القدس سه شخصیت در یک وجود مجرد هستند که در ازلیت با هم مساوی هستندو تثلیث را در دین مسیحیت تشکیل میدهند. در این مقاله نظر بر این است که مسیحیان برای عیسی و روح القدس یک جنبه ی کاملا الهی در نظر میگیرند.اما توماس میشل در کتاب خود بیان میدارد که:خداوند یکتاست اما دارای سه اقنوم است.کلمه ی اقنوم از کلمه ی یونانی و به معنای راه وجود است.بر این اساس اقانیم سه گانه سه راه یا سه حالت برای وجود و عمل خداوند است.نویسندگان مسیحی عرب زبان برای رساندن مفهوم تثلیث از کلمه ی صفت به معنای مظهر استفاده کرده اند.معادل لاتینی اقنوم persona است به معنای ماسک یا راه وجود.این کلمه بعدا معنای اصلی خود را از دست داد و معنای جدید آن شخص یا فرد ممتازی است که از اراده و مسئولیت مخصوص به خویش بر خوردار است.به همین دلیل وقتی مسیحیان عصر حاضر از خدای یگانه در سهpersonaیاد میکنند خطر بد فهمی وجود دارد.وممکن است که تصور کنند که مسیحیان معتقد به یک خدا متشکل از سه فرد یا سه شخص.یعنی چیزی شبیه به مجموعه ای از سه چیز هستند.این تعالیم هرگز به تعالیم صحیح مسیحیت ربطی ندارد و شورا ها مسیحی آن را نپذیرفته اندو نویسندگان قدیمی مسیحی نیز هیچ گاه از تثلیث به عنوان "یک خدا در سه شخص" یاد نکرده اند.

وی می افزاید:دریافت ما از طبیعت خدای سه گانه چنین است:به خدای واحدی ایمان داریم که طبیعت او بر سه صفت استوار است.خدای یکتا خود را به عنوان آفریدگار توانا و مولای حیات آشکار می سازد. مسیحیان او را "پدر"  یا "پدر ما" می نامند.هم او پیام یا کلمه ی ازلی خود را درعیسای انسان بر ما متجلی نموده است.همچنین او دارای وجود فعال و حیات بخشی در بین مخلوقات است(روح القدس)

مسیحیان همچون مسلمانان معتقدند که خداوند دارای صفات بیشمار است اما سه صفت از این بین صفات ازلی وهمراه ذات خداوند هستند.که عبارتند از:۱-طبیعت ذاتی و متعالی خداوند   ۲-کلمه ی خدا که در عیسای انسان مجسم گردید.    ۳- وجود فعال و حیات بخش خداوند در بین مخلوقات

این صفات ازلی هستند زیرا در ذات خدا دگرگونی وجود ندارد و ذات او پیوسته ثابت است.این صفات همراه با ذات خدا هستند و صفات خارجی نیستند و نمیتوان هیچ یک از آنان را انکار یا از خداوند جدا نمود.چون همه ی آنها از جوهر ذات او هستند و خدا خودش این را در کتاب مقدس نشان داده است.

مهتدی در مقاله ی خود این نگرش را رد میکند و معتقد است که در اعتقادات مسیحی ماهیت مسیح باخدای پدر یکسان تعریف شده و او از لحاظ ماهوی با خدای پدر دارای یک جنس و ماده واحد میباشد.

وی می افزاید:از این تعبیر هویداست که آنچه به عنوان الهیات مسیحی تجلی مینماید .الهیاتی مبهم و متعلق به شرک و توحید است.چنان که ایشان در یک دیدگاه.خداوند واحدی را پدر میدانند که در سه تجلی کنش الهی دارد(دیدگاه ارتودکسی)

و در دیدگاه دیگر به سه خدا اعتقاد دارند که در ذات دارای وحدت و یگانگی هستند.(دیدگاه مسیحیت کاتولیکی)این دیدگاه از ریشه های فرهنگی و ملی مسیحیان نخستین سرچشمه گرفته است.در این راستا "فردیناند کریستان باور" استاد الهیات دانشگاه توبینگن که یکی از برجسته ترین محققان تاریخی کتاب مقدس است به نکته ای اشاره مینماید که در بررسی ما حائز اهمیت است و آن اینکه در بین مسیحیان نخستین ۲ گروه وجود داشته اند:

۱-گروهی کاملا یهودی که شامل شاگردان عیسی یا حواریون میشدند

۲-گروهی که مایل به جدایی کامل از یهودیت بودند و پولس رسول نماینده ی آنان بوده است.

گروه اول معتقد بودند که جماعت یا امت تازه تاسیس مسیحی باید در کنار یهودیان باقی بمانند و لازم است که آنانی که به مسیحیت ایمان می آورند ابتدا یهودی شده و قوانین شریعت موسی را بپذیرند اما گروه دوم بر خلاف گروه اول شرطی جر ایمان داشتن بر مسیح را برای مسیحی شدن لازم نمیدانستند.ایمانی که با غسل تامید به رسمیت میرسد.(رابرت ویر.جهان مذهبی.ج۲.ص۷۰۳-۷۰۴)

تمایز دیدگاه این دو گروه در خصوص تثلیث و مسیح در بخشنامه های رسولان مسیح عهد جدید به خوبی مشهود است.چنانکه از نظریات مطروحه در نامه های یعقوب.پطرس و یهودا هویداست که ایشان را باید جزء گروه اول دانست و در مقابل پولس و یوحنا را در گروه دوم قرار داد.

مبلغان و گروندگان نخستین مسیح که دارای نژاد عبری بوده و سابقه تعالیم یهودی و اعتقادات توحیدی داشته اند .خداشناسی متمایل تری به توحید و یکتا پرستی یافته اند(دیدگاه ارتودکسی)

اما در مقابل مسیحیانی که از یهودیت انزجار یافته و مایل به جدایی کامل از اعتقادات آن بوده اند زمینه ی فعالیت خود را در بین غیر مسیحیان متمرکز کرده و متناسب با زمینه های موجود در فرهنگ و آیین رومیان.که دارای ساختاری شرک آلود و معبودانی متعدد (خدایان کوه المپ)بوده اند.تا حد زیادی از خداشناسی توحیدی دور افتاده اند.(دیدگاه کاتولیکی)

در نظر کریستان باور اختلاف نظر این دو گروه در ماهیت مسیح و مسیحیت به عنوان حقیقتی ثابت از نظر تاریخی و اعتقادی اهمیت زیادی دارد. زیرا هنگامی که نظریات این دو گروه  در خصوص اصل تثلیث با هم درگیر شد. به احتمال قوی در حجیت دادن به نظرات خود انگیزه های قوی برای جعل اسناد موافق داشته اند.(لیلا هوشنگی.مقاله ی کتاب شناختی مسیحیت۲)

لذا در رجوع به منابع و متون دینی به جا مانده از آن زمان(قرن اول میلادی)باید به این تفکیک نا محسوس توجه نمود .به این نکته که نویسنده متن مورد بررسی.عضو کدام گروه است.البته دیدگاه های این دو گروه در طول تاریخ به تعارضاتی متعدد در اعتقادات و نگرش های دینی منجر شد و باعث انشعاباتی مذهبی در جامعه ی مسیحیت گردید که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست.

ادامه خواهد داشت...

سه گانگی یا تثلیث یکی از اعتقادات اساسی در مسیحیت است.درک یگانگی در مسیحیت اهمیت زیادی دارد.توماس میشل در کتاب کلام مسیحی این موضوع را مطرح میکند که هر تفسیری از یگانگی ذات خدا که وحدانیت او را مخدوش کند از نظر مسیحیان مردود است.وی کاملا به این معتقد است که ایمان به سه گانگی با تفسیری که خود او ارائه میکند.هرگز اندیشه ی شرک آمیزی نیست.و تا پایان مبحث سه گانگی درصدد اثبات همین مدعاست!

وی در کتاب کلام مسیحی میگوید:سه گانگی در اعتقادات مسیحیان نه یک معادله ی ریاضی یا یک مفهوم فلسفی بلکه اساس تجربه ی دینی فرد است ما مسیحیان هنگامی که در زمان دعا و نیایش و مطالعه ی کتاب مقدس و تدبر در آن یا از طریق نیازهای روزانه ی زندگی مسیحی با خدای عز و جل تماس حاصل میکینیم.وی را در سه حالت وجودی تجربه میکنیم:

۱-پدری متعالی است که ما را آفریده و ما در عبادت ها و دعاهای خود رو به سوی او داریم و میکوشیم مطابق ارده ی او زیست کنیم.

۲-با ما سخن میگوید وخود را به واسطه ی عیسی بر ما آشکار میکند و عیسی همان است که میخواهیم همانند او شویم و به وسیله ی او با پدر آشتی کنیم.

۳-زنده است و به عنوان روح القدس در ژرفای وجود ما عمل میکند.

این تعریفی است که توماس میشل از سه گانگی ارائه میدهدو برخورد مسیحیان با خدای خویش را اینگونه تشریح میکند.

در نظام خداشناسی مسیحیت پس از "پدر" یا "ابا" و خدای پسر "مسیح" با شخصیت الوهی دیگری مواجه میشویم به نام روح القدس که سمت اجرایی داشته و کارکردش به فعلیت رساندن فرمان های خدای پدر و یاری نمودن خدای پسر است.وی عامل تولد عیسی از مریم (ع) است و خدای پدر به وسیله ی او مریم را بارور ساخته و مسیح را از او متولد ساخته است.

غلامرضا مهتدی در مقاله ای با همین نام مینویسد:اصل تثلیث نام دیگری هم دارد که عموما اقالیم ثلاثه یا ثالوث خوانده میشود.و معنای آن چنین است: اقرار کند به الوهیت پدر  "رب اعلی " و الوهیت پسر "عیسی بن مریم "و الوهیت روح القدس.

عیسی که در این ثالوث اقنوم دوم است همان ذات الهی میباشد که از ازل در پیکر بشریت ظاهر شده.و در رحم مریم عذراء جسمیت یافته است.به بیان دیگر تثلیث عبارت است از :پدر پسر روح القدس.

خدای پدر اساسا با کار خلقت شناخته یشود.خدای پسر عامل اصلی در نجات بشر به حساب می آید.و خدای روح القدس ایمان داران را تقدیس میکند.    پدر پسر روح القدس سه شخصیت در یک وجود مجرد هستند که در ازلیت با هم مساوی هستندو تثلیث را در دین مسیحیت تشکیل میدهند. در این مقاله نظر بر این است که مسیحیان برای عیسی و روح القدس یک جنبه ی کاملا الهی در نظر میگیرند.اما توماس میشل در کتاب خود بیان میدارد که:خداوند یکتاست اما دارای سه اقنوم است.کلمه ی اقنوم از کلمه ی یونانی و به معنای راه وجود است.بر این اساس اقانیم سه گانه سه راه یا سه حالت برای وجود و عمل خداوند است.نویسندگان مسیحی عرب زبان برای رساندن مفهوم تثلیث از کلمه ی صفت به معنای مظهر استفاده کرده اند.معادل لاتینی اقنوم persona است به معنای ماسک یا راه وجود.این کلمه بعدا معنای اصلی خود را از دست داد و معنای جدید آن شخص یا فرد ممتازی است که از اراده و مسئولیت مخصوص به خویش بر خوردار است.به همین دلیل وقتی مسیحیان عصر حاضر از خدای یگانه در سهpersonaیاد میکنند خطر بد فهمی وجود دارد.وممکن است که تصور کنند که مسیحیان معتقد به یک خدا متشکل از سه فرد یا سه شخص.یعنی چیزی شبیه به مجموعه ای از سه چیز هستند.این تعالیم هرگز به تعالیم صحیح مسیحیت ربطی ندارد و شورا ها مسیحی آن را نپذیرفته اندو نویسندگان قدیمی مسیحی نیز هیچ گاه از تثلیث به عنوان "یک خدا در سه شخص" یاد نکرده اند.

وی می افزاید:دریافت ما از طبیعت خدای سه گانه چنین است:به خدای واحدی ایمان داریم که طبیعت او بر سه صفت استوار است.خدای یکتا خود را به عنوان آفریدگار توانا و مولای حیات آشکار می سازد. مسیحیان او را "پدر"  یا "پدر ما" می نامند.هم او پیام یا کلمه ی ازلی خود را درعیسای انسان بر ما متجلی نموده است.همچنین او دارای وجود فعال و حیات بخشی در بین مخلوقات است(روح القدس)

مسیحیان همچون مسلمانان معتقدند که خداوند دارای صفات بیشمار است اما سه صفت از این بین صفات ازلی وهمراه ذات خداوند هستند.که عبارتند از:۱-طبیعت ذاتی و متعالی خداوند   ۲-کلمه ی خدا که در عیسای انسان مجسم گردید.    ۳- وجود فعال و حیات بخش خداوند در بین مخلوقات

این صفات ازلی هستند زیرا در ذات خدا دگرگونی وجود ندارد و ذات او پیوسته ثابت است.این صفات همراه با ذات خدا هستند و صفات خارجی نیستند و نمیتوان هیچ یک از آنان را انکار یا از خداوند جدا نمود.چون همه ی آنها از جوهر ذات او هستند و خدا خودش این را در کتاب مقدس نشان داده است.

مهتدی در مقاله ی خود این نگرش را رد میکند و معتقد است که در اعتقادات مسیحی ماهیت مسیح باخدای پدر یکسان تعریف شده و او از لحاظ ماهوی با خدای پدر دارای یک جنس و ماده واحد میباشد.

وی می افزاید:از این تعبیر هویداست که آنچه به عنوان الهیات مسیحی تجلی مینماید .الهیاتی مبهم و متعلق به شرک و توحید است.چنان که ایشان در یک دیدگاه.خداوند واحدی را پدر میدانند که در سه تجلی کنش الهی دارد(دیدگاه ارتودکسی)

و در دیدگاه دیگر به سه خدا اعتقاد دارند که در ذات دارای وحدت و یگانگی هستند.(دیدگاه مسیحیت کاتولیکی)این دیدگاه از ریشه های فرهنگی و ملی مسیحیان نخستین سرچشمه گرفته است.در این راستا "فردیناند کریستان باور" استاد الهیات دانشگاه توبینگن که یکی از برجسته ترین محققان تاریخی کتاب مقدس است به نکته ای اشاره مینماید که در بررسی ما حائز اهمیت است و آن اینکه در بین مسیحیان نخستین ۲ گروه وجود داشته اند:

۱-گروهی کاملا یهودی که شامل شاگردان عیسی یا حواریون میشدند

۲-گروهی که مایل به جدایی کامل از یهودیت بودند و پولس رسول نماینده ی آنان بوده است.

گروه اول معتقد بودند که جماعت یا امت تازه تاسیس مسیحی باید در کنار یهودیان باقی بمانند و لازم است که آنانی که به مسیحیت ایمان می آورند ابتدا یهودی شده و قوانین شریعت موسی را بپذیرند اما گروه دوم بر خلاف گروه اول شرطی جر ایمان داشتن بر مسیح را برای مسیحی شدن لازم نمیدانستند.ایمانی که با غسل تامید به رسمیت میرسد.(رابرت ویر.جهان مذهبی.ج۲.ص۷۰۳-۷۰۴)

تمایز دیدگاه این دو گروه در خصوص تثلیث و مسیح در بخشنامه های رسولان مسیح عهد جدید به خوبی مشهود است.چنانکه از نظریات مطروحه در نامه های یعقوب.پطرس و یهودا هویداست که ایشان را باید جزء گروه اول دانست و در مقابل پولس و یوحنا را در گروه دوم قرار داد.

مبلغان و گروندگان نخستین مسیح که دارای نژاد عبری بوده و سابقه تعالیم یهودی و اعتقادات توحیدی داشته اند .خداشناسی متمایل تری به توحید و یکتا پرستی یافته اند(دیدگاه ارتودکسی)

اما در مقابل مسیحیانی که از یهودیت انزجار یافته و مایل به جدایی کامل از اعتقادات آن بوده اند زمینه ی فعالیت خود را در بین غیر مسیحیان متمرکز کرده و متناسب با زمینه های موجود در فرهنگ و آیین رومیان.که دارای ساختاری شرک آلود و معبودانی متعدد (خدایان کوه المپ)بوده اند.تا حد زیادی از خداشناسی توحیدی دور افتاده اند.(دیدگاه کاتولیکی)

در نظر کریستان باور اختلاف نظر این دو گروه در ماهیت مسیح و مسیحیت به عنوان حقیقتی ثابت از نظر تاریخی و اعتقادی اهمیت زیادی دارد. زیرا هنگامی که نظریات این دو گروه  در خصوص اصل تثلیث با هم درگیر شد. به احتمال قوی در حجیت دادن به نظرات خود انگیزه های قوی برای جعل اسناد موافق داشته اند.(لیلا هوشنگی.مقاله ی کتاب شناختی مسیحیت۲)

لذا در رجوع به منابع و متون دینی به جا مانده از آن زمان(قرن اول میلادی)باید به این تفکیک نا محسوس توجه نمود .به این نکته که نویسنده متن مورد بررسی.عضو کدام گروه است.البته دیدگاه های این دو گروه در طول تاریخ به تعارضاتی متعدد در اعتقادات و نگرش های دینی منجر شد و باعث انشعاباتی مذهبی در جامعه ی مسیحیت گردید که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست.

ادامه خواهد داشت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 14:17  توسط چینوت  |